تبلیغات
بــــــــــــــــی تــــو تنهـــــــــــــــــا تریـــــــــــنـم - تو رفته ای ودگر...

بــــــــــــــــی تــــو تنهـــــــــــــــــا تریـــــــــــنـم

پسرک رو به مزار دختر ایستاد...
برایش از دلتنگیش گفت:
از آغوشی که این روزها خیلی هوایش را کرده...
از شوخی های دلنشینش
از لبخند مهربانش
از حرف های نگفته اش
از یک دنیا بغضش...
برایش کادو گرفته بود
آمده بود تا لبخندش را ببیند...
هق هق گریه هایش به آسمان بلند شده بود...
گفت:
برااات... کادووو... یه دسته گل گلایل
یه شیشه گلاب
و یه بغض سنگین و طولانی آوردم...
تک عروس گورستان!
پنجشنبه ها دیگه بدون تو خیابون ها  صفایی نداره...
اینجا کنار خونه ابدیت مینشینم و فاتحه می خوانم...
نه اشک و فاتحه ...اشک و فاتحه ودلتنگی...
دنیای من!
 تو خیلی وقته که...
آرام بخواب فرشته کوچ کرده من!
دیگر نگران قرص های نخورده ام،
لباس اتو نکشیده ام،
وصورت پف کرده از بی خوابی ام نباش...
نگران خیره شدن مردم به اشک های من هم نباش
یعد از تو مرد نیستم اگر
بخندم
اما
تو آرام بخواب دنیای من...



+نوشته شده در جمعه 20 دی 1392 ساعت02:01 ب.ظ توسط بهــــــــار تنهـــــــا | نظرات |